X
تبلیغات
رایتل

شبکه

ارتباطات مجازی نورالدین رضوی زاده snrazavizadeh@yahoo.com

سعی کنید زود با شرایط جدید تطبیق پیدا کنید

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده فریاد کشید، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی!  دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو اینقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "البته تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"


تاریخ ارسال: یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 09:19 ق.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب
نظرات (2)
سه‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1387 05:28 ب.ظ
مجیدزاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جالب بود
پنج‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1387 03:27 ق.ظ
کازم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عالی بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد