X
تبلیغات
رایتل

شبکه

ارتباطات مجازی نورالدین رضوی زاده snrazavizadeh@yahoo.com

باز تعریف؛ اینبار در مردانگی!

دیدن یک صحنه که تکرار آن در شرایط و عرصه های مختلف کم نبوده و دیگر می رود که به امری عادی بدل شود انگیزه تحریر این چند سطر است. زمان:ساعت 7 صبح ا/2/88 مکان:مترو _ مسیر میرداماد به امام خمینی. در ایستگاه مصلی خانمی نسبتاً مسن وارد واگن می شود. با حرکات تند تیز و نگاههای خود هنگام ایستادن قطار در هر ایستگاه، نشان می دهد که به هر دلیل تمایل زیادی به نشستن دارد. جلوی این خانم، چند جوان با شکل و شمایل های متفاوت نشسته اما به ظاهر در خواب بودند! یکی با بازوان و سینه ای ستبر و فراخ که با تی شرتی چسبان، آن را دو جندان وانموده، و دیگری با موهایی بلند و صورتی چاسان فاسان و بزک دوزک شده، و آن دیگر هدفون در گوش و وانمود در چشم که هیچ نمی بینم! هر سه در یک چیز مشترک بودند؛ «وانمودن به خواب» و در یک چیز تمایز داشتند و آن تعریف شان از مردانگی بود. به هر حال، مطمئن بودم که گوششان می شنود الآن در کدام ایستگاهیم!! با خود گفتم چه در کتابها و نوشتجات بیاید چه نیاید در جامعه ما در بسیاری موارد بازتعریف هایی از همه چیز صورت گرفته است. از جمله در جوانمردی و مردانگی! این سه جوان سه تعریف نو و متفاوت از مردانگی در دوره نه سنتی و نه مدرن ما، ارائه می دادند. اولی مردانگی را پهن کردن بازو و سینه (البته به مدد پودرهای مکمل و هورمونی)، دومی در بزک دوزک و تیپولوژی و سومی به نوعی دیگر! بالاخره هر کس هر طور بخواهد سبک زندگی خود در عرصه های مختلف را تعریف می کند. در برخی موارد سنتی و در برخی موارد مدرن و بعضی اوقات نه این نه آن!

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 11:37 ق.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد