X
تبلیغات
رایتل

شبکه

ارتباطات مجازی نورالدین رضوی زاده snrazavizadeh@yahoo.com

زندگی ویترینی!

دیروز سوار یکی از این اتوبوسهای بی آر تی بودم.(خدا به خیر بگذرونه واقعاً بهترین شکل حمل و نقل شهری است که به بدترین شکلی استفاده می شود. شلوغ ترین و بی نظم ترین!! وقتی توی ازدحام و شلوغی ایستگاه منتظر هستی، اتوبوسهای خالی رو می بینی که بدون توقف در ایستگاه از جلوی شما رد می شوند!!) بگذریم، داخل اتوبوس یکی از مسافران خوش صحبت که حدوداً بیشتر از 60 سال سن داشت، سر صحبت رو باز کرد. از دکترای حقوق و چند فرزندی که دارد و کمی هم از زندگی گفت: «آقا حتماً مسجد رفتی و محراب مسجد را دیدی. نگاه همه مسجدی ها به محراب، یعنی جای قبله است و مهمترین جای مسجده. این ویترینی که توی خونه هاست رو هم حتماً دیدی. محراب خانمها توی خونه همون ویترینه است.» این صحبت، منو به این فکر انداخت که یک جورایی زندگی های ما ویترینی شده. یعنی اگه نگم همش، به جرات می تونم بگم زندگی و علایق ما، آگاهانه و غیر آگاهانه، بیشترش برای دیگران و نشان دادن به دیگران و یا به خاطر دیگران و تحت تاثیر دیگران است. در حالیکه، رد پای علایق و سبک زندگی و طرز تفکر شخصی خیلی کم در زندگی مان دیده می شود. به نظر می رسه که این مساله دلایل زیادی دارد اما رسانه ها هم بیشتر به این مساله دامن می زنند و باعث شده اند تا زوایای شخصی زندگی ما نیز از گزند نفوذ دیگران مصون نماند و هر روز محدوده شخصی و دلخواه ما محدود و محدودتر می شود. خیلی وقتها آنچه را هم که فکر می کنیم خودمان دوست داریم در واقع وقتی دقت می کنی می بینی که نه خیر، پشت پنهان قضیه همان «دیگران» هستند. خلاصه نمی شه از این همه فشار زندگی دیگر خواهانه در رفت. نهایت امر اینه که «می فهمی» ولی کاری از دستت بر نمی یاد. تصور کنید وقتی به عقب بر می گردید هر جا که رد پای خودتان را می بینید، اگر چه ممکن است کم و محدود باشند، اما لذت بیشتری از آنها می برید.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 10:35 ق.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1388 08:58 ب.ظ
lpld
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بسمه تعالی

مقام معظم رهبری.با سلام و پیرو دو فقره شکایت از آقای رئیس جمهور و تعدادی از نمایندگان مجلس و آقای علی کردان که پس از طرح آن در قوهء قضائیه و عدم وصول پاسخ به دفتر شما پناه آورده بودم و در تاریخهای ۱۹ و ۳۰ مهر ماه سال جاری از طریق پست الکترونیک ارسال داشته ام و در کمال تاسف هیچ پاسخی دریافت نکرده ام،برای آخرین بار مجددا شکایت خود را از آقای علی کردان ،وزیر قبلی کشور بدلیل جعل مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و سوء استفاده های چندین ساله از آن و اخذ دهها میلیون ریال از بیت المال باستناد همین مدرک ،بحضور تقدیم و تقاضای رسیدگی سریع دارم.با توجه به عدم پاسخگوئی دفتر جنابعالی به شکایات قبلی که بسیار جای تاسف داشته و از منکرات محسوب میشود،متن این شکایت را بطور سرگشاده و با ارسال به مراکزی که برایم اطمینان به اطلاع جنابعالی از مفاد آن را واصل کند پیگیری میکنم. نهایت کوتاهی و تبانی و قصور مسئولین بی کفایت قوهء قضائیه در این قضیه مایهء ننگ کشور ماست.از جنابعالی میخواهم برابر مقررات شرع انور دستور رسیدگی به شکایت اینجانب صادر فرمائید.هم برابر شرع و هم برابر قانون نظام جمهوری اسلامی مکلف است به شکایت اینجانب رسیدگی کند و بنده پس از طرح شکایت در مراجع مربوط و عدم اخذ هیچگونه پاسخ مثبت یا منفی به شما بعنوان عالیتریم مسئول کشور روی آورده ام.این شکایت حق من است و رسیدگی و اعلام پاسخ وظیفهء شما.متاسفانه این رفتارها دین و ایمان و هویت ما را از بین برده است و روز بروز این مفاسد و کوتاهیها در حال رشد است.خدا وکیلی اگر جنابعالی شهروندی بودید و از ۶ ماه پیش دنبال شکایت خود بودید و جوابی نمیگرفتید ،چگونه رفتاری داشتید؟آیا نظام علوی این است؟بنده منتظر رسیدگی و اعلام پاسخ به شکایتم هستم.برابر نص قانون ،این جرم جنبهء عمومی داشته و دادستان کشور مکلف است فورا به موضوع رسیدگی کند.خدا وکیلی چرا تابحال رئیس قوهء قضائیه و دادستان کل کشور که اتفاقا منصوب شما هستند،اصلا در این مورد وارد رسیدگی نشده اند؟آقا من حق خودم را میخواهم و در پیشگاه خداوند الان آن را از شما مطالبه میکنم.

خداوند بجنابعالی طول عمر با عزت و برکت و بر همهء ما توفیق عمل بتکلیف و بصیرت عنایت فرماید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد