X
تبلیغات
رایتل

شبکه

ارتباطات مجازی نورالدین رضوی زاده snrazavizadeh@yahoo.com

مرور

بیست سالگی اینترنت>> 

بلاگیدن>>  

آیت الله مکارم: چهارشنبه سوری خرافات است >> 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 08:43 ق.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب 1 نظر

پیام تبریک و چند خط راجع به آموزش

شروع به کار وب سایت مرکز آموزش موسسه همشهری را به دوستان عزیزم، آقایان دکتر محکی و دکتر نمک دوست تبریک می گویم. امید است از سایتهای معتبر داخلی در آموزش روزنامه نگاری شود. به هر حال هر وبلاگ و سایت و رسانه ای که شکل می گیرد و شروع به کار می کند در واقع یک قدم به سمت چند صدایی و تولید فکر و انتقال ایده ها بوده و یک حرکت آموزشی است. آموزش چیزی نیست که فکر کنیم از کلاس اول دبستان شروع می شود و تا دفاع از پایان نامه دکتری ختم می گردد. آموزش و باز آموزی از آن دست مقولاتی هستند که به انسان احساس سرزندگی و پویایی می دهند. انسان بی نیاز از آموزش انسانی است که به سمت فسیل شدن می رود. در همه زمینه های زندگی و در همه ادوار همه ما نیازمند آموزش هستیم. این نیاز در عرصه های جدیدتر بیشتر نمود دارد و محسوس تر است. امروز، در عصر پر تحول ارتباطات و اطلاعات، همه تحولات انسانی، هم زندگی هم تاریخ و هم علم، شتاب بیشتری به خود گرفته اند. این احساس تغییرات سریع، برای دست اندر کاران حوزه روزنامه نگاری تبلور بیشتری دارد. یعنی دائم فکر می کنیم چیز هایی کم داریم. به ویژه در ابعاد جدید آن یعنی روزنامه نگاری آنلاین. این نیز یادمان باشد که «آموزش» الفبای توسعه است یعنی پیش نیاز و بستر ساز آن. بدون آموزش حرکت در مسیر توسعه هم در سطوح خُرد(فردی) و هم در سطوح کلان(جامعه) ابداً امکان پذیر نیست. البته آموزشی که واجد ویژگیهای مدل ارتباطی پائولو فریره باشد. یعنی در چهارچوب ارتباطات مشارکتی، دو سویه و آزاد (رها از هر گونه سلطه). آموزشی که انحصاری نباشد، بالا به پایین نباشد و همه در آن مشارکتی فعال داشته باشند. این چنین آموزشی خود نیز از آفات فسیل شدن مصون خواهد ماند و دائم خود را نو و باز تولید می کند. همچنین یادمان باشد که آموزش  روزنامه نگاری فقط فنی و تکنیکی نیست. به نظر می رسد اساساً فعالیت روزنامه نگاری از ابعاد دو گانه تکنیکی و محتوایی برخوردار است به همین دلیل، در حرفه روزنامه نگاری، آموزش عرصه ای فراتر از تکنیک بوده و شامل دوره های آموزشی و باز آموزی روزنامه نگاران در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سایر زمینه های مرتبط با حوزه فعالیت حرفه ای روزنامه نگاران می شود. بر این اساس، روزنامه نگار علاوه بر «تکنیک» باید بر ابعاد علمی و محتوایی حوزه فعالیت خود اشراف داشته تا به معنای واقعی «حرفه ای» باشد. در هر دو بُعد یعنی تکنیکی و محتوایی نیازمند آموزش و باز آموزی مداوم هستیم. لازم به ذکر است که در هیچیک از این دو بعد اکتفا به آموزشهای دانشگاهی چندان مقبول به نظر نمی رسد.

تاریخ ارسال: دوشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 02:51 ب.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب 1 نظر

یک روز خانه تکانی با دُر محمد !

بالاخره پس از چند بار تماس با «دُر محمد » 26 ساله، کارگر افغانی شهرداری  که اتفاقاً مسئول نظافت راه پله های آپارتمان ما نیز هست موفق شدم یک روز را برای کمک در خانه تکانی آخر سال نوبت بگیرم، نوبتی به مثابه یک پزشک متخصص! البته  آخر سال و دَمِ عید پیدا کردن کارگر خوب بسیار سخت است. همسر و دو فرزند او (میلاد و عباد) در منطقه ای در شمال افغانستان در ناحیه ای سر سبز زندگی می کنند از تهران تا آنجا سه روز راه است که البته با «اتوبوسهای ولوو» چندان هم سخت نیست. اتفاقاً هنگام کار در خانه ما نیز همسرش از افغانستان با سیم کارت همراه اول او که در گوشی نوکیای 175 هزار تومانی اش کار گذاشته شده بود،تماس گرفت. این خط و گوشی برای او مانند یک مغازه درآمد زاست و تنها مشکل او مسکن است که کار برای پیمانکار شهرداری برای او خوابگاهی نیز فراهم ساخته است.کار او برای شهرداری از نیمه شب تا 6 صبح طول می کشد و پس از آن نیز دُر محمد به نظافت منازل می پردازد. درآمد اصلی آو نیز از همین کارها تامین می شود زیرا پیمانکار شهرداری بیش از 330 هزار تومان در ماه نمی دهد. البته پیمانکار زرنگ است و همیشه چند بیمه بدون نام دارد تا اگر برای کارگری مشکلی پیش آمد استفاده نماید. همین ماه قبل بود که ماشینی به یک کارگر زد و فرار کرد و دکترها مجبور شدند پای او را قطع کنند. دُر محمد اغلب اوقات شش ماه در ایران کار می کند و شش ماه در افغانستان زندگی.پولهای خود را نیز توسط افراد مطمئن برای پدر خود می فرستد. ریرا هنگام عبور قاچاقی از مرز راهزنان همه چیز را از آنان خواهند گرفت. دُرمحمد از حال و هوای افغانستان هم صحبتهایی کرد.«ما اهل تسنن هستیم. عید ما قربان است و رمضان. لباسهای نو را رمضان می خریم(اگر پول داشته باشیم) و در رمضان آمد و شد به خانه های اقوام زیاد است» «افغانستان برای زندگی خوب است اما کار پیدا نمی شود. ماشینهای خیلی خوب با قیمتهای پایین تر از ایران هست اما خیلی ها نمی توانند بخرند. همین ماشین پرادو که شما اینجا 70 میلیون برایش پول می دهید آنجا 10 تا 12 میلیون است. خانه های کابل هم اکثراً ویلایی هستند.» دُر محمد از قیمت 2 میلیون تومانی پراید! هم گفت که البته من باور نکردم!!!! پدر او شالی کاری و برنج فروشی دارد. ظاهراً یک سال هم خشخشاش کاشتند اما برداشت نکردند. چون مشتری نداشت و اصلاً به دلیل قیمت پایین آن سال برداشت آن به صرفه نبود. حالا بعد از 7 سال اقامت و آمد و شد در خانه های  پایتخت ایران،آدم با تجربه ای شده بود.  وقتی ساعت 5 بعد از ظهر را نشان داد که کار دُر محمد تمام شده بود مزدش را گرفت و رفت. هنوز ساعتی از استراحت ما نگذشته بود که باران تندی شروع شد و شیشه های تمیز شده پنجره ما مثل دیروز شد. 

تاریخ ارسال: شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 09:44 ب.ظ | نویسنده: نورالدین رضوی زاده | چاپ مطلب 1 نظر